ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
پيش درآمد 56
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
ايرانم و مادام كه او به منزل من نيامده ديدن نكند از جانب من سبقت نخواهد شد « 1 » . در آن هنگام كه ميرزا ابو الحسن خان در مسكو بود و به سياحت آن شهر گردش داشت ، « 2 » سرگور اوزلى ايلچى دولت انگليس كه بايد تمام كارهاى ايلچى زير نظر او انجام شود در پترزبورگ بود و پيوسته چگونگى اوضاع را بهتوسط نامه و پيك به ميرزا ابو الحسن خان اطلاع مىداد . روز شنبه 15 ربيع الاول 1230 نوشتجات سرگور اوزلى و حكيم از پتربورغ مىرسد بدين مضمون كه يك ماه ديگر امپراطور روس از سفر معاودت پتربورغ خواهد كرد . ميرزا ابو الحسن خان مدتى ديگر در پترزبورگ توقف مىكند تااينكه روز سهشنبه 16 ربيع الثانى 1230 نوشتهء ديگرى از سرگور اوزلى مجدد مىرسد كه ايلچى و همراهان از مسقو حركت كنند و عازم پتربورگ شوند . ايلچى به همراهان دستور مىدهد كه خود را از هر جهت آماده كنند تا يكى دو روز پس از آن روز حركت كنند ، و عازم شوند . بهرحال ميرزا ابو الحسن خان روز 5 شنبه 18 ربيع الثانى 1230 از شهر مسكو حركت مىكند و پس از توقف در برخى از شهرهاى سر راه ، روز سهشنبه 27 شهر ربيع الثانى 1230 وارد باغ ساروسكوسلو مىشوند . ميرزا محمد هادى در صفحات 116 - 117 اين كتاب دقيق به چگونگى وضع اين باغ پرداخته است . او مىافزايد كه « يوم دوشنبه بيست و نهم : قدرى از روز گذشته سرگور اوزلى و لاردوالپول ايلچيان انگريز هردو در آنجا به ديدن آمده انواع تعارف رسمى بهجاى آورده ، بهاتفاق به ملاحظهء هدايا رفتند . » « 3 » و نيز مىافزايد : « در همين روز مشخص شد و خبر رسيد كه ناپليان داخل شهر پاريس كه پايتخت او بود گرديده و استعداد و اساس و آتشخانه و قشون بسيار نزد خود جمع و فراهم آورده است و چند قرال كوچك را تصرف كرده ، و پادشاه روس با ساير قرالها متفق گرديده به دعواى او رفتهاند » « 3 » . ميرزا هادى مىافزايد « بعد از زمانى لاردوالپول و سرگور اوزلى روانهء پتربورغ گرديدند » « 3 » . ميرزا ابو الحسن خان مدت چهل و يك روز در ساروسكوسلو توقف مىكند و منتظر مىماند كه خبر ورود امپراطور از سفر فرانسه برسد . شبى از اين شبها ميرزا ابو الحسن خان به اصرار سرگور اوزلى با لباس مبدل بهجهت ديدن شهر پتربورغ مىرود و پس از ملاقات با اوزلى معاودت مىكند . پس از بازگشت ايلچى به باغ ميرزا هادى مىنويسد : « در اين روزها اكثر نوشتجات رقعهگونه از جانب سرگور اوزلى به صاحبى ايلچى مىرسيد و اصرار در رفتن ايشان به شهر پتربورغ بسيار داشت . صاحبى جوابى كه شايسته مىدانستند به او قلمى مىداشتند » « 4 » زيرا ميرزا ابو الحسن خان اطلاع يافته بود كه امپراطور به اين زودى به پتربورغ نخواهد آمد و رفتن او بدون ورود او صورت خوبى ندارد .
--> ( 1 ) - همين كتاب ص 84 . ( 2 ) - براى آشنائى بيشتر از چگونگى شهر مسكو در آن روزگار ، رجوع كنيد به صفحه 84 همين كتاب . ( 3 ) - همين كتاب ص 125 - 126 . ( 4 ) - همين كتاب ص 128 .